در سیگارهای فرعون (1934)، تنتن (Tintin) خود را درگیر یک شبکه قاچاق مواد مخدر میبیند که او را تا هندوستان میکشاند. در این میان، او با دوپون و دوپونه آشنا میشود، دو پلیس دستوپاچلفتی که نقششان بهتدریج در طول مجموعه پررنگتر میشود. تنتن (Tintin) که با قاچاقچیان مواد مخدر در مصر و هند مبارزه میکند، با شخصیتهایی روبهرو میشود که بهزودی دوباره آنها را ملاقات خواهد کرد؛ تبهکارانی مانند آلن تامسون (Allan Thomson) یا رستاپوپولوس مرموز (Rastapopoulos) و همچنین همراهان آیندهاش مانند سینیور اولیویرا (Señor Oliveira).
اولین نسخهٔ آلبوم، پتوی کاملاً سفیدی بود که تصویر کوچکی روی آن چاپ شده بود. سپس سه نسخه متفاوت از جلد سیاه و سفید آلبوم منتشر شد. در سال ۱۹۴۲، هرژه (Hergé) یکی از تحسینبرانگیزترین جلدها را طراحی کرد که بهوضوح با نسخهٔ نخست متفاوت بود. نخستین نسخه رنگی در سال ۱۹۵۵ منتشر شد.

کاسترمن (Casterman)
سیگارهای فرعون آغازگر یک همکاری حرفهای بود که فراتر از پایان خود ماجرا ادامه یافت. در سال ۱۹۳۴، لویی کاسترمن (Louis Casterman) به هرژه (Hergé) پیشنهاد داد که به ازای فروش هر نسخه از ۱۰٬۰۰۰ نسخه اول، ۳ فرانک (یعنی ۱۵٪ از قیمت خردهفروشی ۲۰ فرانکی) حقالزحمه دریافت کند و پس از آن، برای هر فروش تنها ۲ فرانک دریافت نماید.

نوآوری
این داستان نقطه عطفی در دوران حرفهای تصویرگر جوان بود؛ پس از آن، ماجراهای تنتن (Tintin) سرشار از خیالپردازی، رمز و راز و تعلیق شدند. هرژه (Hergé) با روشهای تازهای مخاطبان را غافلگیر میکرد و سکانسهایی از رویا و توهم را به داستان وارد نمود. او بُعدی وهمآلود و ترسناک به روایت افزود؛ جایی که شخصیتهایش را همچون مومیایی به تصویر کشید.

پژوهش و الهام
هرژه (Hergé) رمانها و داستانهای ماجراجویانه میخواند و بهعنوان نویسنده، از ایدههایی که از دل این مطالعات کشف میکرد، الهام میگرفت. در جریان تحقیقاتش، او از آثار ژان-فرانسوا-دزیره کاپار (Jean-François-Désiré Capart)، مصرشناس بلژیکی (متولد ۲۱ فوریه ۱۸۷۷ در بروکسل) الهام گرفت؛ شخصی که بعدها در هفت گوی بلورین در قالب شخصیت پروفسور تارراگون (Professeur Tarragon) ظاهر شد.
دیالوگ قاب A3 در صفحه ۱۹: «اگه منو لو داده باشی، اینو یادت باشه: قایقم مینگذاری شده، و قبل از تسلیم شدن، اون رو با آسمون یکی میکنم!» مستقیماً از بخشی از زندگینامه اسرار دریای سرخ (1931) نوشته آنری دو مونفرد (Henry de Monfreid) الهام گرفته شده است.


آنری دو مونفرد (Henry de Monfreid)
در زمان نگارش سیگارهای فرعون، آنری دو مونفرد یکی از شخصیتهای واقعی بدنام بود. قاچاقچی مواد مخدر، فروشنده اسلحه و غواص مروارید، مونفرد بیتردید ماجراجویی قانونگریز و نامطلوب بود، هرچند هرگز به عنوان فردی خشن یا بیرحم شناخته نشد.
او در سال ۱۹۱۱ به سمت جیبوتی به دریا زد و بیش از بیست سال بیوقفه در دریاهای منطقه سفر کرد. مونفرد خیلی زود متوجه سودآوری قاچاق اسلحه در ناحیهای شد که درگیر جنگهای قبیلهای بود. به این ترتیب، متأسفانه به ناآرامیهای عمومی در خاورمیانه دامن زد.
هرژه (Hergé) اغلب از شخصیتهای واقعی الهام میگرفت تا شخصیتهای کاغذیاش را خلق کند.

نخستین حضور مأموران پلیس X33 و X33a – دوبون و دوبون
در نسخه سیاه و سفید سال ۱۹۳۴، مأموران پلیس X33 و X33a بیوقفه و بیرحمانه به دنبال تنتن (Tintin) بدبخت و بیگناه هستند. در نسخه رنگی بازنگریشده سال ۱۹۵۵، این دو کارآگاه با نامهای دوبون و دوبون (Dupont et Dupond) معرفی میشوند. سیگارهای فرعون نخستین ماجرا از مجموعه ماجراهای تنتن است که در آن این کارآگاهان کلاهشاپویی ظاهر میشوند.
احتمالاً هرژه (Hergé) از عکسی روی جلد روزنامه فرانسوی Le Miroir به تاریخ ۲ مارس ۱۹۱۹ الهام گرفته بود. او بیشک ویژگیهای اصلی دوبون و دوبون (Dupont et Dupond) را بر اساس پدر و عمویش که دوقلوهای همسان بودند، طراحی کرد.
اما چطور میتوان دوبون (Dupont) را از دوبون (Dupond) تشخیص داد؟ سبیل دوبون بدون «d» در انتهای خود کمی به سمت بیرون تاب دارد!

گروه شخصیتها
در کنار دوبون و دوبون (Dupont et Dupond)، شخصیتهای دیگری نیز در این ماجرا حضور دارند که برخی از آنها نیز برای نخستین بار در همین داستان معرفی میشوند:
روبرتو رستاپوپولوس (Roberto Rastapopoulos)، شاید بدجنسترین شخصیت در دنیای تنتن (Tintin)، برای اولینبار نقشی مهم ایفا میکند. البته او پیش از این، تنها در یک قاب در پایان تنتن در آمریکا (Tintin en Amérique) دیده شده بود، آنهم در ضیافتی که به افتخار تنتن برگزار شده بود.
اولیویرا دا فیگِیرا (Oliveira da Figueira)، فروشندهی پرحرف پرتغالی است که در چندین ماجرای دیگر نیز ظاهر میشود تا به تنتن در موقعیتهای دشوار کمک کند. این شخصیت زبان چربونرمی دارد که در شغلش به خوبی از آن بهره میبرد.
آلن تامسون (Allan Thompson)، همدست خطرناک رستاپوپولوس (Rastapopoulos)، در نسخه رنگی سال ۱۹۵۵ وارد داستان میشود.
تبلیغ در دل داستان
یکی از نشانههای نبوغ هرژه (Hergé) این بود که کتابهایش را در دل خودِ ماجراها تبلیغ میکرد! در آن زمان، این ایده بسیار نوآورانه و بدیع به شمار میرفت. در نسخه سیاه و سفید اولیه، شیخ پاتراش پاشا (Patrash Pasha) با افتخار نسخهای از تنتن در آمریکا (Tintin en Amérique) را به نمایش میگذارد — کتابی که تازه در سال ۱۹۳۴ بازنشر شده بود!
در نسخه رنگی سال ۱۹۵۵، شگفتی را بهوضوح میتوان در چهرهٔ تنتن (Tintin) دید، زمانی که شیخ ناگهان نسخهای از هدف: کره ماه (Objectif Lune) را بیرون میآورد — ماجرایی که سالها بعد از سیگارهای فرعون (Les Cigares du Pharaon) نوشته شده بود! نویسنده و ناشر تصمیم گرفتند که این نابهنجاری زمانی (anachronisme) را بهخاطر آزادی هنری و اهداف بازاریابی نادیده بگیرند.


نماد فرعون کیه-اُش (Kih-Oskh)
نماد فرعون کیه-اُش، عنصری کلیدی است که مکانهای مختلفی را که تنتن (Tintin) در آنها حضور پیدا میکند — از مصر گرفته تا خاورمیانه و هند — به هم پیوند میدهد. هرژه (Hergé) در طراحی این نشانهٔ بهیادماندنی از نماد یین و یانگ (yin-yang) الهام گرفته است.

چاشنیای از سینما
در نسخه سیاه و سفید، بازیگری که ورودش با دخالت خیرخواهانهٔ تنتن به هم میریزد، بهوضوح از ستارهٔ واقعی هالیوود، رودلف والنتینو (Rudolph Valentino) الهام گرفته شده؛ کسی که در فیلم شیخ (The Sheik – 1921) نقش اصلی را ایفا کرد. در نسخه رنگی، فیزیک این بازیگر با ایدهآلهای مردانگی رایج در دهههای ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰ همخوانی دارد و این شخصیت یادآور بازیگر آمریکایی، گری کوپر (Gary Cooper) است.


هند افسانهای و استعماری
ناگهان صحنه تغییر میکند؛ تنتن (Tintin) در حالی که میکوشد از دست یک هواپیمای جنگنده که به دنبالش است بگریزد، هواپیمایش را در هند به زمین مینشاند. او خود را در قلب جنگلهای هندوستان مییابد. خبرنگار کوچک در میان پوشش گیاهی انبوه و سرسبز گرفتار شده، در سرزمینی که فیلها و گاهگاهی ببرها در آن پرسه میزنند.
در آن زمان، هند تحت سلطه بریتانیا قرار داشت؛ دورهای که به «راج بریتانیا» (British Raj) معروف است.

